دختر گل ما، رستا ،دختر گل ما، رستا ،، تا این لحظه: 6 سال و 4 ماه و 29 روز سن داره

مسافر كوچولوي ما

نیمه راه عاشقی .....

 هفته بیستم بارداری وزن كودك شما به 320 گرم رسيده است. طول بدن او نيز از فرق سر تا باسن برابر 16.5 سانتي متر و از فرق سر تا پاشنه پا به صورت كشيده و صاف حدود 25 سانتي متر است. (در بيست هفته اول طول بدن كودك را از سر تا باسن محاسبه مي كنيم. بعد از آن طول بدن او را از سر تا نوك انگشتان پا محاسبه مي كنيم. زيرا در بيست هفته اول پاهاي كودك خميده شده و در مقابل نيم تنه بالايي او قرار گرفته اند و به سختي مي توان طول آنها را اندازه گرفت). يك ماده چرب و سفيد رنگ بنام ورنيكس تمام بدن كودك را مي پوشاند تا از پوست او در مدت طولاني غوطه ور بودن در مايع آمنيوتيك محافظت كند. اين پوشش نرم و ليز حركت كودك در مجراي زايمان را نيز آسان تر مي كند. ع...
28 مرداد 1392

روح خدايي ...

عزيزكم روزها را با هم شمرديم تا به امروز رسيديم ، اين روزها براي ما خيلي روزهاي مهمي هستن چون تو به چهار ماه و 10 روزگي رسيدي و ما در احاديث و رواياتمان داريم كه در اين روز روح در بدن جنين دميده ميشود ، روح پاك و بي آلايش خدايي ...... پس بيا با هم، هم قسم شويم و سعي كنيم از بديهاي زمانه دور بمانيم ، در اين دنيايي كه همه رنگ است و ريا يكرنگ بمانيم ،به رنگ زيباي خدايي .... ميدونم اين حرفي كه دارم ميگم كار محال و يا خيلي سختيه و ما هيچ وقت نميتونيم لوح سفيد تو را خط خطي نكنيم ولي سعي ميكنيم كه تعداد خطهاش خيلي كم باشه  و من ميدونم كار من و مسئوليت من توي اي راه خيلي بيشتر و سنگين تر از تو هست .... اميدورام كه اين بار پروردگار مهرب...
28 مرداد 1392

مامان قلمبه

 هفته نوزدهم بارداري در حال حاضر ژیمناست کوچک شما در حدود 210 گرم وزن و 15 تا 19 سانتی‌متر طول دارد. دست‌ها و پاهای او اکنون متناسب‌تر از قبل هستند. ارتباط رشته‌های عصبی بین عضلات و مغز هم اکنون برقرار هستند و به او این امکان را می دهد که حرکت آن‌ها را کنترل کند. در این زمان او لگد می زند، غلت می خورد و هر وقت که بخواهد خود را کش می دهد. لثه های او دربردارنده غده‌های دندان ساز هستند و غضروف‌ها در تمام بدن او به استخوان تبدیل می شوند. Myelin - یک مادۀ محافظ – دورتادور نخاع را در بر می گیرد.دستها و پاهاي او در موقعيت صحيح نسبت به يكديگر و همچنين نسبت به كل بدن او قرار دارند. كليه هاي او ب...
21 مرداد 1392

احتمالا دخملييييييييييي

    هفته هجدهم بارداري اندازه كودك شما تقريبا 14 سانتي متر (تقريبا به اندازه يك سيب زميني بزرگ) و وزن او حدود 220 گرم است. جنین در این زمان از دوره پرورش شدید به دوره رشد شدید وارد می شود. او مشغول خم كردن دستها و پاهايش است و شما به تدريج اين حركات را بيشتر و بيشتر احساس خواهيد كرد. رگهاي خوني او را مي توان از زير پوست نازك و شفافش ديد و گوشهاي او اكنون در مكان نهايي خود قرار دارند و بخشهاي بيروني گوشهاي او نيز پيدا هستند. دور اعصاب او با ميلين (كه يك پوشش محافظ از جنس چربي است) در حال پوشيده شدن است و اين فرآيند تا يكسال پس از تولد او نيز ادامه خواهد يافت. اینک علاوه بر این‌که به صدای قلب و تنفس و جریان خون شما ...
15 مرداد 1392

بنماي رخ ......

 فرشته كوچولوي من هميشه مادران با ذوق و شوق از اولين حركات جنينشان ياد مي كنند و با ياد آوري آن غرق در خاطرات شيرين زمان بارداري خود مي شوند .چند روزي است كه من نيز حركات نرم تو را احساس ميكنم اما مثل اين است كه مرا نوازش ميكني و به راستي شبيه لگد زدن نيست . تو مهرباني عشق من و من عاشق اين مهربانيهايت هستم  . راستي فردا دوباره نوبت سونو گرافي و با آقاي دكتر خوش اخلاقمان قرار ملاقات داريم اما فعلا فقط من ميتونم روي خوشگل تو را ببينم و سرمست شوم و تو بايد صبر كني تا وقتي به دنيا اومدي  مامان و بابايي مهربونت را ببيني . قول بده فردا به ما بگي كه دخملي هستي يا پسملي البته من دوست دارم كه تو با حيا باشي اما فقط يه لحظه اش...
13 مرداد 1392

دوشنبه هاي دوست داشتني

   هفته هفدهم بارداري وزن كودك شما حدود 155 گرم و اندازه او حدود 12.7 سانتي متر است؛  وضعیت اندام‌ها بهبود می یابد: عضلات گردن و کمر پرورش یافته و در نتیجه سر ایستاده می شود. او مي تواند مفصلهاي خود را تكان دهد و اسكلت او كه تاكنون به صورت غضروف نرم بود آرام آرام به استخوان تبديل مي شود. حس شنوايي او در حال رشد است. بند ناف او كه شاهراه حيات وي براي اتصال به جفت است هر روز محكمتر و ضخيم تر مي شود. با این وجود وزن او دائماً در حال تغییر است، زیرا چربی نقاط مختلف بدن او را در بر می گیرد تا او را گرم نگه دارد. زمانی‌که او متولد می شود، حد ود ⅔ وزن او را چربی تشکیل داده است. در حال حاضر او مژه‌دار شده،...
7 مرداد 1392

به يادم باش ..........

فرشته كوچولوي من اين متن زيبا را امروز عمه كوچيكه برام email  كرده بود و من خيلي دوستش داشتم اميدوارم كه وقتي قدمهاي كوچولوت را به اين زمين خاكي نهادي هميشه به يادش باشي و اميدوارم خداي بزرگ مهربون به من اين توانايي را بده كه بتونم به تو ياد بدهم هميشه، همه جا  ، اول و آخر اوست و ديگر هيچ  پس از آفرینش آدم، خدا گفت به او: نازنینم آدم…. با تو رازی دارم!.. اندکی پیشترآی .. آدم آرام و نجیب ، آمد پیش … زیر چشمی به خدا می نگریست !.. محو لبخند غم آلود خدا ! .. دلش انگار گریست . نازنینم آدم!!. ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) ! یاد من باش … که بس تنهایم !!. بغض آدم ترکید ، .. گون...
5 مرداد 1392
1