دختر گل ما، رستا ،دختر گل ما، رستا ،، تا این لحظه: 6 سال و 17 روز سن داره

مسافر كوچولوي ما

بالا خره این روز هم رسید

از روزی که به دنیا اومدی و نفس به نفسم شیر خوردی گهگاهی به امروزی  می اندیشیدم که ناگزیرم بهت بگم دیگه می می بد شده و نگاه معصومت را تصور میکردم  که در چشمم دنبال قساوت و سنگدلی میگرده که چرا مامانم با من این کار را میکنه....  به این روز رسیدیم ،  لحظات شیرین و آرامش بخش شیر خوردن تو تکرار نشدنی است . من خیلی با خودم کلنجار رفتم که تا آنجا که میشه به تعویق بیفته اما بیشتر از این دیگه به ضرر تو بود و من به همین خاطر مقاومت کردم و تو هم خانم وار و معصومانه پذیرفتی . مرا شرمنده قدرتت کردی و از معصومیتت دیشب اشک ریختم . فکرهای زیادی به مغزم هجوم آورده ، تو هر روز بزرگتر میشوی و مستقل تر و من هر روز وابسته تر ....
17 آبان 1394
1