دختر گل ما، رستا ،دختر گل ما، رستا ،، تا این لحظه: 6 سال و 18 روز سن داره

مسافر كوچولوي ما

ماما .... بابا

دختركم اين اولين بار بود كه حس كردم ميدوني كه داري ما را صدا ميكني و ميگفتي ماما و بابا ..... تو صدات شيطنت موج ميزد ميدونستي كه با هر بار گفتن اين كلمه با قلب من چه ميكني براي همين هم دور خونه ميدويدي و ميخنديدي و ميگفتي ماما ... بابا . ديروز روز قشنگي بود و ما با هم كلي خنديديم و بازي كرديم . خيلي باهوشي عزيزكم ، هر بار ازت ميخوام كاري انجام بدي . كاملا"  منظور من را درك ميكني و همه چيز را ميفهمي . ديروز تلفن را گرفته بودي دستت و دور خونه راه ميرفتي و به زبون خودت با مامان زهره حرف ميزدي . فكر كنم داشتي اداي منو در مياوردي.ا   گه يه روز نبينيش حتما بايد تلفني باهاش حرف بزني وگرنه بهانه ميگيري و هي ميري تلفن را مياري و م...
12 بهمن 1393
1