دختر گل ما، رستا ،دختر گل ما، رستا ،، تا این لحظه: 7 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره

مسافر كوچولوي ما

تولد مامانی

1392/12/6 19:52
نویسنده : نگارينا
135 بازدید
اشتراک گذاری

دخترکم امسال  4 اسفند برای من با هر سال خیلی فرق میکرد وجود تو در زندگیم بهترین کادویی بود که خدا بهم داده بود و حس و حال قشنگ امسال ناگفتنی است ،مژه حس میکنم دوباره متولد شده ام  و زندگی خواهم کرد و این بار بزرگ شدنم را شاهدم و همه را در تو می بینم قلب.دوباره نوزاد خواهم بود ،کودک میشوم و سپس نوجوان ، بزرگ میشوی و من با تو مادر میشوم دلبندم ، هر روز و هر لحظه ، با هر بار آموختن تو و هر لحظه بزرگ شدنت ماچ. دوست دارم تمام لحظه ها را با تمام وجودم زندگی کنم و همه را در گوشه گوشه ذهنم ثبت کنم . هر روز که میگذرد تو بزرگ تر میشوی انگار روز گذشته ات را فراموش کرده ام واز اول تو همین قدری بودی لبخند

راستی پول کادو را به باباییت دادی؟ چشمک میگه تو بهش گفتی بریم برای مامان کادو بخریم خودم پول دارم پولش را میدم نیشخندراست میگه مامانی؟؟؟؟؟


از این به بعد یک روز در سال روز تولدم نیست هر روز با تو متولد میشوم عزیزکم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

خاله زهرا
10 اسفند 92 7:26
كودك كه بودم وقتي زمين مي خوردم مادرم من را مي بوسيد تمام دردهايم از يادم مي رفت چند روز پيش زمين خوردم دردم نيامد اما اين بار تمام بوسه هاي مادرم يادم آمد ....... تولدت مبارم مامان مهربون ............
پونه
11 اسفند 92 20:08
تولدت مبارک نگار جونم چرا زودتر نگفتی؟
دلسارا
13 اسفند 92 13:47
وای نگار جونم چقدر قشنگ و لطیف نوشته بودی . دلم لرزید . برای پست بعدیت نمیتونم نظر بذارم . اجازه نمیده . اما همینجا بهت میگم که خدا صلاح شما رو مسلما بهتر می دونسته . 2 پسرهات رو گرفت اما رستا گل رو بهت داد. صلاحش در این بود که این دختر خوشگل رو داشته باشی . من رو هم توی غمت شریک بدون . خدا رو شکر اون روزهای تلخ سپری شدن و رفتن . زنده باد رستای خاله
متين
17 اسفند 92 9:53
تولدت مبارك نگارجون وااااي نگارجون من بايد عكس رستاجونو تو وبلاگ ماهان خاله ليدا ببينم خيلي خيلي ماه شده فداش بشم مممممن تروخدا يه عكس واضح ازش بذار ببينمش بعد خواستي بردار.